خبرنگار  جوان ما !

 

 

     مقاله ام را تحت عنوان اینکه چرا مردم افغانستان نمیخواهند به خود آیند و خود و کشور خود را صاحب شوند ! تا بتوانند بجای آنکه چشم بدرب و منتظر کمک های خارج بنشینند ! از دارایی های خاک که فوق العاده است استفاده شایانی  ببرند ! بر علاوه برای چه به آن خاینانیکه – شرف / ابرو / حیثیت و شرافت ملی مارا لکه دار ساخته اند اجازه داده میشود تا هر چه دل ایشان بخواهد بر مردم مظلوم و محروم ما روا بدارند ! و حتی بجای کوچکترین خدمت بر این مردم هنوز و هنوز و هنوز که است ! بزور خود سند قتل جوانان و عزیزان ما را که کشور شدیدا به این جوانان محتاج میباشد امضاء میکنند ! .....

 

 

    بادرود به مردم افغان و هر عزیزیکه احساس وطن پرستی در رگها ایشان وجود دارد ولو درهر نقطه از سر زمین های کره خاکی ما میباشد ! از هر ملیت و قبیله و از هر رنگ و پوست و زبان میباشد ! و بادرود بر آزادیخواهان و انسان دوستان شریفیکه در هر مکان و در هر شرایطی با مشکلات دست و پنجه نرم میکنند !

 

 

  ---     یکبار دگر تاریخ کشور افغانستان ورق میخورد و جوانی دگری را قربانی جهالت و رذالت و بی حیایی در صفحه خویش درج میکند ! و اینبار نه خانم ملالی جویا وکیل شهر فراه و نماینده در مجلس میباشد که با چنگ دندان در مقابل وطنفروشان و جنایتکاران بنیاد گرایی اسلامی و خود فروختگان عرض وجود میکند و ! نه جناب آقای اسپنتا وزیر با درایت خارجه است ! بلکه ! اینبار جوان٢٣ ساله ما که فقط گناهش / ژورنالست بودن است و سعی نموده تا مقاله ای را که در رابطه به واقعیت های در خط  نوشته شده و در تارنما قرار داده شده تا مردمان سرزمین های جهان به خصوص مردم کشور ما ! از واقعیت هاییکه موجود است آگاهی بیابد واین جوان که وظیفه اش خبرنگاری است آن را کاپی میکند و یا فقط آنرا میخواند : به همین جرم توسط یک عهده جوالی های که قاضی و مولوی و ملا نام گذاری شده است و کاری جزء اغفال کودکان ندارد  ! به اعدام محکوم میشود ! به راستی چقدر شرم آور است ! با رشد تکنالوژی و پیشرفت های چشم گیر و  زمان ترقی و تکامل ! چقدر بد بحت استیم که هنوز نتوانیم جلو چند اوباش را بگیریم تا نگذاریم که به جنایات خویش دوام دهند !

 

n                              با کمال تاثر باید علاوه کنم که  قبل از این جریان عزیزی دیگری نیز – قرآن را که سالها بود در سر دروازه های خانه ها پوسیده شده بود و یک وجب خاک در بالای آن فرار داشت آنرا ورق میزند و به دری که زبان ملی کشور ما است آنرا ترجمه میکند تا مردم ما که فقط ١۴٠٠ سال بود نمیدانستند در ورق های قرآن چه نوشته شده ! آگاهی یابد و این اعوام فریبان به همان بهانه های قبلی همواره از باداران استعمارگر خویش ( انگلیس ) آموخته اند مارک خلافت بر وی میزنند و جناب محترم آقای غوث ( زلمی ) را با آن مترجم قرآن کریم ! به زندان می آقگنند ! تا هیچ افغانی جرئت آنرا نکنند که معنی قرآن را بداند و آگاه شوند که سلمان فارس شاهزاده ایرانی که از ایران قرار میکند و با محمد که یک تجار ساده میباشد در کوقه یکجا میشود و نقشه اشغال کشور های مارا میکشند و در سده ٧ میلادی گردن بسیاری از انسانها را در کشور های مختلف و ایران و همچنان گردن پدران مارا هم میزنند و اسلام را که صرف یک روش جدید توسعه طلبانه بود با خود می آورند ! اگر چه آنگونه که در ایران و کشور های اطراف خلیج فارس و مدیترانه ای موفق شدند ! در افغانستان موفق نشدند ! متاسفانه با مرور زمان و تجاوزات ترکان عثمانی و به قدرت رسیدن محمود ترک که چند بار به هند حمله میکند و خیانت های بیشماری بر آریایی ها روا میدارد و ثروت غنی هند را چپاول میکند ! افغانستان خود بخود تجاوزات عرب را و قتل و غارت های عرب را که میراث فرهنگی و باستانی و دارو ندار ما را به یغما برده بودند و به آتش کشیده بودند  ! را به باد فراموشی بسپارند ! و حالکه پس از ۱۴سده جنایات عرب عجم و بدوی ذهنیت مردمان ما ( ایران و افغانستان ) باز شده و آگاهی یافته اند که تجاوز در کشور ما چه در سده ۳۳۰ قبل از میلاد توسط الکسندرا ( اسکندر کبیر) بوده که به قصد حمله به هند در هنگام عبور از افغانستان ۱۰۰ سال در افغانستان ماندگار شدند و هرچه دارو ندار اجناس سفالی و غیره آثار باستانی ( ۱۵ تا  ۲۰ هزار ساله ما بود به یغما بردند و با وجود آنکه اسکندر در افغانستان به قتل میرسد و .. ..  در هر حال اینکه این موضوع را در این قسمت میگنجانم  در باب مسله اصلی نمیباشد و لاکن بهتر دانستم تا قسمت از تاریخ گذشته ما را که دانستن آن ضرورت هر افغان میباشد تا بدانند ما کی استیم و آیا این کلماتیرا که برخی از ملا های که در افغانستان هیچ ارتباطی به اجتماع ما ندارد به چال و نیرنگ ذشمنان ما یعنی عرب ها و انگلیس ها دستوری در کشور ما فرستاده میشود تا مردم ما را همواره در تاریکی نگهدارند و خود سود های فوق العاده ببرند ! در اینجا مروری کوتاهی به تاریخ ۲۵۰۰ ساله خویش میندارم امید در بیموقع بودن مرا ببخشید !

 

n                              ------  دقیقا تا ۵۰۰ سال پیش از میلاد کشور ما و همچنان ایران قسمت های از امپراطوری پارس یا پرسین میباشند و در این هنگام این دو بازو از همدیگر جدا میشوند -  در ۳۳۰ قبل از میلاد ( ۲۳۳۰  سال پیش از حال) اسکنئر مقدونی که همان الکسندرا میباشد در راهش با حمله به هند افغانستان را در اشغال خودش میگیرد ! و مربوط پادشاهی هلینیکا که همان یونان باکتری یا باختری  است از سال ۲۵۰ قبل از میلاد تا سال ۱۵۰ قبل از میلاد ! در اختیار میداشته باشد و مرکز را گندهارا یا همین کندهار است تشکیل میدهد !

 

n                              در سده ۵ میلادی سفید های شرقی منطقه را اشغال میکنند و در سده ۸ م عرب ها یا تازی ها که در قتل و غارت و بیرحمی نظیر نداشتند و در صدد معرفی اسلام قیام کرده بودند به ترتیب افغانستان را هم اشغال میکنند – به ادامه در سده ( ۱۲۲۰ م ) چنگیز خان مغول   با اردوی عظیمش کشور ما را به اشغال میاورد و به تعقیب آن در ( ۱۴۰۰ م ) تیمور لن یا تیمور لنگ ترک  به افغانستان حمله میکند ! 

 

n                              کشور ما در تحت امپراطوری هند مغولی در اختیار گرفته شده بود و تا اینکه احمد شاه درانی از ایران با لشکر عظیم از افاغنه به سوی افغانستان حرکت میکند / خراسان بزرگ را پشت سر میگذراند در قندهار اعلام حکومت میدهد در (۱۷۴۷ م) که پس از آن هم سه بار انگریز و دو بار روس و همچنان ملایان  ایران و ارتش پاکستان به کمک تازی ها و سی ای ای این خاک تجاوز های ناموفقی را داشته اند ! و لاکن در سال ۱۸۹۴ م طرفند سیاسی که انگلیس ها داشتند و هند در تحت رهبریت کلونل انگلیس اداره میشد با عث گردید تا هند بریتانوی و افغانستان امیر عبدالرحمان خان یک معاهده نابخشودنی را با بیکفایتی به امضاء برسانند و به قوت آن خط دیورند که مساحت عظیمی از سر زمین میباشد از پیکر افغانستان جدا گردد و برای صد سال در اداره هند بریتانوی سپرده شود و ما را از راه بحری غیره محروم سازند و هم متاسفانه توطِء بعدی انگلیس ها همان بود که در سال ۱۹۴۷ م به شرط چاقو یعنی جدایی خاک دیگری که جواهر لعل نیرونخست وزیر هند  طراحش بود از پیکر هند به  جدا کنند تا به هند آزادی بدهد که این کار انجام گرفت سرزمین دیگری بین افغانستان و هند بنام پاکستان به وجود آوردند و ۴۱  ملیون مسلمان به این ساحه کوچ کردند و متاسفانه که یا تکتیک جدی و نا خشنودیکه خاک افغانستان یعنی خط دیورند را نیز از کیسه خلیفه به پاکستان بخشیدند – در این هنگام پاکستان به کشمیر چشم میداشته باشد که سازمان ملل به کمک کشمیر میشتابد و در نظارت خود میگیرد و قسمیش را هند در اختیار میگیرد ! ... 

 

n                              اگرچه پس از نهرو ۱۹۶۴ م لال بهادر ( شاستری ) جنگ کوتاه مئتی را با پاکستان شرو میکند در سپتمبر ۱۹۶۵ م  لاکن با مرگ وی در ۱۹۶۶ م جنگ خاتمه میابد  و خودش نیز توسط اندرا گاندی دختر نهرو به قتل میرسد ! ...

 

n                              در هر حال فعلا ما در انتظار آن استیم تا مردم ما خود را بشناسند و همه خود را یک افغان بدانند و به جای اینکه به یاغییان ضمینه چپاول و جنایت بیشتر را فراهم کنیم آنها را به میز محاکمه در هر شرایطیکه باشیم بکشانیم و برایشان مجال بیشتر از این ندهیم تا خونها عزیزان و روشنفکران و اینده سازان ما را به بهانه های توهین به اسلام و غیره بریزانند ! در واقع این شرایطی است که کسی وقت اضافی ندارد که به این چرندیات گوش دهند خرافات دورانش گذشته مردم ما خربوزه را دنبالش نیستند که اب است – دنبال نان استند ! ما در جهان فعلی در میان کشور ها و انسانهای پیشرفته بسیار عقب مانده ایم و به راستی برای ما شرم است که با چیز های پوچ و بی محتوا وقت خود ما را تلف کنیم ! برای هر افغان ما لازم است تا به جای خرافات ساینس و علم پیشزفته را بیاموزند و به انسانها که بسیار از ما پیش شده اند حد عقل خود را نزدیک سازیم ! افتخار ما در این نیست که بگویم ما غبرت افغانی داریم و ناموس خود ما را نگاه میکنیم و نمگذاریم از خانه بیرون برود – نه دوا نه درمان و نه تحصیل – کمکی نیز از به اصطلاح از کفار میگیریم ! غیرت در آن است که ما به انسانها و همنوعان خویش کمک برسانیم به جای آنکه دست ما به کمک دراز باشد ! بیایید همه با هم شویم و همبستگی را بوجود بیاوریم و از همین جوان ۲۳  ساله خویش  پشتیبانی خود را اعلام کنیم و پوزه ان بیشرمان و جانیان که خون سه ملیون افغان ما از چنگال ایشان در چکیدن است به خاک بمالیم ! موفق باشید .....بدرود !...      

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید